iran news, sabz, green movement, kaleme, rahe sabz, jonbeshe sabz, rahe azadi, raheazadi

راه آزادی: The Truth Will Prevail!

Obama Signs Tough, New Iran Sanctions Legislation

excerpts:

The law gives state and local governments legal authorities to avoid lawsuits for divesting from companies invested in Iran’s energy sector.   It also bans persons complicit in human rights violations from receiving a U.S. visa, and bars companies supplying Iran’s government with communications technology used to restrict freedom of speech from receiving U.S. government contracts.

It also targets Iran’s Revolutionary Guard Corp, with a provision prohibiting U.S. banks from doing business with foreign banks providing services to the Revolutionary Guard.

Obama Signs Tough, New Iran Sanctions Legislation | Middle East | English.

VN:F [1.8.9_1076]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
  • Balatarin
  • Digg
  • email
  • Facebook
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz

Obama Signs Tough, New Iran Sanctions Legislation

excerpts:

The law gives state and local governments legal authorities to avoid lawsuits for divesting from companies invested in Iran’s energy sector.   It also bans persons complicit in human rights violations from receiving a U.S. visa, and bars companies supplying Iran’s government with communications technology used to restrict freedom of speech from receiving U.S. government contracts.

It also targets Iran’s Revolutionary Guard Corp, with a provision prohibiting U.S. banks from doing business with foreign banks providing services to the Revolutionary Guard.

Obama Signs Tough, New Iran Sanctions Legislation | Middle East | English.

VN:F [1.8.9_1076]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
  • Balatarin
  • Digg
  • email
  • Facebook
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz

آن بسیجی که ۸ سال زمان امام جنگید کارش به کجا کشیده

چکیده : بسیار متاسفم بسیجی که در زمان امام ۸ سال در جبهه ها جنگید و از کشور دفاع کرد، کارش به جایی رسیده است که در دانشگاه ها با دانشگاهایان برخورد میکند، در مساجد مردم را کتک بزنند، در رای گیری ها تقلب، در خیابان ها به کشتار مردم، در ۱۴ خرداد جلوگیری از سخنرانی نوه امام، حمله به خانه، دفاتر و مساجد مراجع و در بسیاری جاهای دیگر اقداماتی که نام و یاد بسیج را لکه دار کرده اند. بسیجی که با خون هزاران شهید و جانباز آبیاری شده بود.

more:

آن بسیجی که ۸ سال زمان امام جنگید کارش به کجا کشیده « سایت خبری تحلیلی کلمه.

VN:F [1.8.9_1076]
Rating: 3.0/5 (2 votes cast)
  • Balatarin
  • Digg
  • email
  • Facebook
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz

شروط دولت برای استادان دانشگاه: اعلام بیعت با رهبری و محکوم کردن فتنه سبز

جــرس: در راستای محدود سازی،کنترل،اخراج،پاکسازی و بازنشستگیِ اجباریِ اساتید مستقل و دگراندیش دانشگاههای کشور، که با تعبیر “انقلاب فرهنگی خزنده” از آن یاد شده، اخیرا نامه ای رسمی توسط رئیس انتصابی دانشگاه تربیت مدرس به هیأت ممیزه آن دانشگاه تحمیل شده است که طبق آن، اساتیدی که قصد ارتقا و تبدیل وضعیت دارند،باید قبلا نامه را امضا کنند که مفاد آن “اعلام بیعت مجدد با رهبری، محکوم کردن فتنه سبز، تقاضای اشد مجازات برای سران فتنه و اعلام برائت از ایشان” است.

منبع خبری جرس در این زمینه خاطرنشان می کند “در راستای تصفیه و پاکسازیِ دانشگاههای کشور، کامران دانشجو، وزیرعلوم دولت محمود احمدی نژاد به صراحت اعلام کرده است من مأموریت دارم دانشگاه اسلامی تحویل دهم و ملاک من نیز راهپیمائی نهم دی ۸۸ است که اساتیدی که در این راهپیمائی شرکت نکرده اند، صلاحیت تدریس در دانشگاه اسلامی را ندارد.”

التزام عملی به ولایت فقیه


لازم به ذکر است فرهاد دانشجو (ریاست انتصابی دانشگاه تربیت معلم)، که در خروج محسن کدیور از آن دانشگاه نقشی اساسی داشت، اینک با قطع حقوق و معلق کردن علیرضا بهشتی و قربان بهزادیان نژاد، دو تن از اساتید آن دانشگاه، از حیث ایجاد محدودیت های اکادمیک و اصطلاحا “اسلامی سازی دانشگاهها”، گوی سبقت را از دیگر روسای دانشگاهها ربوده است.

میرحسین موسوی نیز از اعضای هیأت علمی و عضو هیأت امنای دانشگاه تربیت مدرس بود که چندی پیش ممنوع الورود و تدریس در آن دانشگاه شد.

در همین راستا و به گزارش همین خبرگزاری، اواسط بهمن ماه گذشته، کامران دانشجو وزیر علوم در نشست روسای دانشگاهها و پژوهشگاهها گفت: “برای استخدام اعضای هیئت علمی و بورسیه کردن دانشجویان هیچ مشکلی نداریم؛ لکن باید افرادی انتخاب شوند که به نظام اسلامی اعتقاد و به ولایت فقیه التزام عملی داشته باشند.” وی تاکید کرده بود “برای استخدام هیات علمی باید افرادی انتخاب شوند که به ولایت فقیه التزام عملی داشته باشند.”

در آخرین روز کاریِ دی ماه گذشته نیز، محمدرضا رحیمی، معاون اول و سخنگوی رئیس دولت، در پنجمین نشست ستاد عالی اردوهای هجرت سه، خطاب به مقامات وزارت علوم گفته بود “وزارت علوم باید در انتخاب اساتید دقت بیشتری داشته باشد و از ورود اساتید غیرمتعهد به‌دانشگاه‌ها جلوگیری کند. (خبر آنلاین)

موج اخراج ها


فروردین ماه امسال و با اتمام تعطیلات، دو تن از اساتید دانشگاه علم و صنعت با حکم کتبی از دانشگاه اخراج شدند که یکی از آنها سیّدعلی اصغر بهشتی شیرازی (پسر عموی علیرضا بهشتی) ازاساتید باسابقه و مجرّب مخابرات دانشگاه علم و صنعت و دیگری محمّد شهری از اساتید سابق دانشکده برق بود .

در دی ماه گذشته نیز خبری روی خروجی رسانه ها قرار گرفت مبنی بر اینکه ۱۲ استاد برجستۀ دانشگاه علامه طباطبائی (حمیدرضا برادران شرکا معاون سابق محمد خاتمی، علی صادق ‌تهرانی، بهروز هادی‌زنوز، محمود ختایی، صادق بختیاری، رضا عاصی، مهدی جهرمی، محمدمهدی به‌کیش دبیرکل سابق اتاق بازرگانی بین‌الملل، خانم ترکیان، محمد ستاری‌فر از مخالفان جدی دولت و رئیس سابق سازمان منحل‌شده مدیریت و برنامه‌ریزی، مهدی جهرمی و کیان‌مهر) مشمول بازنشستگی اجباری و خروج از دانشگاه شده اند.

سیاسی بودند و مخل روند امتحانات

به گزارش مهر، حجت الاسلام صدرالدین شریعتی رئیس انتصابی آن دانشگاه در پاسخ به پرسشی پیرامون بازنشستگی زودهنگام و ممنوعیت تدریس ۱۲ استاد صاحب نام آن دانشگاه مدعی شد “برخی استادان عملکرد سیاسی داشته و قصد اختلال در امتحانات را داشته‌اند و تمام اعضای این گروه در یک جریان خاص سیاسی حرکت می کردند و به دنبال اختلال در امتحانات بودند.”

همزمان مرتضی مردیها از چهره های سرشناس فلسفه سیاسی و استاد دانشگاه علامه طباطبائی و صبا واصفی، استاد دانشگاه شهیدبهشتی نیز، از تدریس محروم و از دانشگاه اخراج شدند. مردیها در سال ۸۶ با فشار ریاست دانشگاه علامه، از دانشکده حقوق و علوم سیاسی به دانشکده ادبیات منتقل شده بود که هم اکنون از تدریس در این دانشکده نیز منع شده است.

پدیدۀ بازنشستگیِ اجباری

خبرگزاری ایلنا همان زمان به نقل از یکی از اساتید آن دانشگاه خاطرنشان ساخته بود “بازنشستگی اساتید برای اولین بار در دانشگاه علامه اتفاق نمی‌افتد، پیش از این هم اساتید مطرح حقوق آن دانشگاه چون علی آزمایش، حسین شریفی و محمدرضا ضیایی‌بیگدلی، با اینکه به سن بازنشستگی نرسیده بودند، بازنشسته اجباری شدند.”

مقامات دولت احمدی نژاد سال ۸۷ نیز، رضا داوری اردکانی، ابراهیم باستانی پاریزی، علی شیخ الاسلامی، کریم مجتهدی، محمدرضا شفیعی کدکنی، محسن جهانگیری و غلامحسین ابراهیمی دینانی را از دانشکده ادبیات و همچنین ایرج گلدوزیان، امیرناصر کاتوزیان، محمود عرفانی اساتید ‏برجسته قانون جزا، حقوق مدنی و قانون تجارت و ابوالقاسم گرجی استاد حقوق اسلامی، محمد آشوری استاد آیین دادرسی کیفری، جمشید ممتاز استاد حقوق بین الملل، همایون الهی، استاد خاورمیانه و خلیج فارس، عزت الله ‏عراقی استاد حقوق کار، حسن درودیان استاد حقوق مدنی، رضا رئیس طوسی استاد اقتصاد سیاسی نفت و احمد ساعی استاد مسائل جهان سوم و نجادعلی الماسی استاد حقوق بین الملل خصوصی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را نیز، مشمول بازنشستگی اجباری کردند.

موج تصفیه، اعلام بازنشستگی اجباری و اخراج اساتید کشور، از سی سال پیش – یعنی انقلاب فرهنگی تا کنون- بیسابقه بوده و طی پنج سال اخیر و خصوصا در یک سال گذشته، تعداد زیادی از اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور مشمول احکام اخراج، بازنشستگی، تعلیق و تصفیه شده اند.

اسلامی سازی دانشگاهها

چندی پیش نیز، داوود رنجبران، معاون فرهنگی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها اعلام کرده بود که این نهاد، “اسلامی کردن دانشگاه ها را از طریق شورایِ اسلامی شدنِ دانشگاه‌ها پیگیری خواهد کرد.” رنجبران طی گفت وگویی با خبرگزاری ایسنا خاطرنشان کرده بود که شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها به شورای عالی انقلاب فرهنگی وابسته است و “بحث اسلامی شدن دانشگاه ها به لحاظ زیربنایی و تنظیم مقررات و قوانین در دبیرخانه شورا در حال پیگیری است.”

پیش ازآن سیدمهدی خاموشی، رئیس سازمان تبلیغات اسلا‌می، از شروع فعالیت “شورای اسلا‌می شدن دانشگاه‌ها برای طراحی کلا‌ن متون درسی دانشگاهی” خبر داده و خاطر نشان کرده بود: “حوزه علوم انسانی نباید برمبنای غرب و اندیشه تولیدی غرب پیش رود.” (مهر)

بعد از انتقاداتِ سال گذشتۀ رهبر جمهوری اسلامی از وضعیت علوم انسانی در دانشگاههای کشور و اظهارات وزیر علوم مبنی بر اینکه شرط تدریس برای استادانی که در دانشگاه ها تدریس می کنند، باید “اعتقاد و التزام عملی به ولایت فقیه” باشد، موج کنترل و نظارت بر دانشگاههای سراسر کشور بیش از پیش شدت گرفته است.

گفتنی است کامران دانشجو چند روز پیش در دیدار با اعضای فراکسیون شاهد مجلس گفته بود: “ما قصد پالایش اساتید را نداریم مگر اینکه خودشان با انجام اموری اصرار بر رفتن داشته باشند.” به گزارش ایلنا، وی در این زمینه تصریح کرد اصلاً پالایش در دانشگاهها در برنامه های ما مطرح نیست مگر اینکه کسی با تکرار انجام اموری از قبیل تبلیغ علیه نظام و ترویج مسائل ضد دینی اصرار بر رفتن داشته باشد.

کمی عقب تر

پیشینه این موضوع شاید به سی سال پیش (بهار ۱۳۵۹) یعنی انقلاب فرهنگی باز گردد که با بگیر و ببند زیاد و تعطیلی اجباری دانشگاه‌ها و اخراج هزاران استاد و دانشجو آغاز شد و حدود سه سال دانشگاهها را در محاق تعطیلی نگاه داشت و امروز با گذشت سی سال و با توجه به نارضایتی مسئولان از وضعیت موجود و موج جدید تصفیه دانشگاه‌ها، به نظر می‌رسد طرحی موسوم به “اسلامی کردن” آموزش عالی و دانشگاهها که از اهداف انقلاب فرهنگی بود،پروژه‌ای شکست خورده باشد.

جنبش راه سبز – شروط دولت برای استادان دانشگاه: اعلام بیعت با رهبری و محکوم کردن فتنه سبز.

VN:F [1.8.9_1076]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
  • Balatarin
  • Digg
  • email
  • Facebook
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz

دانشجویان با حکم های سنگین و تبعید همچنان در زندان هستند

تعداد زیادی از دانشجویان با حکم های سنگین زندان و تبعید همچنان در زندان هستند و در بلاتکلیفی به سر می برند .

به گزارش کلمه، برخی از این دانشجویان در اعتراضات پس از انتخابات بازداشت شده اند و تعدادی از آنها نیز به واسطه فعالیتشان در پیش  و در جریان انتخابات بازداشت شده اند.

ضیا نبوی و مجید دری از دانشجویان کمیته دفاع از حق تحصیل از جمله دانشجویانی هستند که در یکی دوسال گذشته به عنوان دانشجوی ستاره دار فعالیت اجتماعی و صنفی گسترده ای داشته و نسبت به رفتار دولت در جلوگیری از ادامه تحصیل شان اعتراض داشته اند . هم اکنون نزدیک به ۱۱ ماه است که این دو در زندان به سر می برند . دادگاه بدوی به ریاست قاضی پیرعباس برای این دو به ترتیب ۱۱ سال و ۱۵ سال زندان که باید پنج سال آن را در زندان ایذه استان خوزستان ، در تبعید باشند ، حکم صادر کرده است . بیش از چهار ماه از اعلام این احکام سنگین توسط دادگاه بدوی می گذرد و هنوز دادگاه تجدید نظر آنها برگزار نشده است .

شنیده ها حاکی است که دانشجویان محروم از تحصیل که تحت عنوان دانشجویان ستاره دار پیش از برگزاری انتخابات تجمع های زیادی را در افشاگری برخورد های وزارت علوم احمدی نژاد با دانشجویان انجام داده بودند ،مورد خشم شخص احمدی نژاد هستند و به همین دلیل این دانشجویان احکام سنگینی را دریافت کرده و در تمام یازده ماه گذشته تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی در زندان قرار داشته اند.

برخی از وکلا می گویند پرونده های این دانشجویان و دیگر زندانیان سیاسی به عنوان گروگان در دادگاه ها نگه داری می شوند . همچنان که اخیرا تعداد پنج نفر از زندانیان را برای ترساندن مردم اعدام کرده اند ، به نظر می رسد که قوه قضائیه رفتار مشابه ای را با این دانشجویان در پیش خواهد گرفت و آنها را با احکام سنگین مواجه خواهند کردند .

این وکلا معتقدند آنها با این اقدام می خواهند دانشجویان و جوانان را بترسانند . چندی پیش مرتضی نبوی از رهبران جناح راست اذعان کرده بود که بدنه اصلی جنبش سبز را جوانان و دانشجویانی تشکیل می دهند که حاضرند برای رسیدن به اهداف خود هر هزینه ای را بپردازند . از این رو به نظر می رسد که دستگاه قضایی ایران که کارشناسان قضائی و حقوقی آن را به شدت وابسته به جریان های سیاسی می دانند ، در تلاش است تا با بلاتکلبف نگه داشتن این جوانان و دانشجویان و صادر کردن احکام سنگین برای آنها ، شرایط را برای دانشجویان و جوانان سخت تر از این کند .

مهدی کلاری ازدانشگاه شریف ، علی پرویز وسهیل محمدی از دانشگاه خواجه نصیر و مجید توکلی از امیرکبیر ،مجید دری و ضیا نبوی از دیگر دانشجویانی هستند که در بلاتکلیفی به سر می برند و یا با احکام سنگینی روبرو شده اند.

سایت خبری تحلیلی کلمه » Blog Archive » دانشجویان با حکم های سنگین و تبعید همچنان در زندان هستند.

VN:F [1.8.9_1076]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
  • Balatarin
  • Digg
  • email
  • Facebook
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz

ازقوه قضائیه به خدا پناه می بریم

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با نزدیک شدن به سالگرد انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال گذشته با صدور بیانیه ای ،ضمن شرح دردها و رنج های خود و عزیزانشان در یکسال گذشته  نوشته اند که افق روشنی از چگونگی برخورد حاکمیت با زندانیان سیاسی دیده نمی شود . بسیاری از آنها را با احکام سنگین در زندان نگه داشته اند. برخی را به بهانه هایی که هنوز برای ما روشن نیست به زندان های مخوف و هولناکی چون رجایی شهر فرستاده اند.

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته ، به این شرح است

به نام خدایی که دادرس مظلومان است

ملت بزرگ ایران

یک سال از بازداشت همسران ، پدران و فرزندانمان می گذرد . در این یک سال همه ما خانواده های زندانیان سیاسی ، رنج ها و سختی های بسیاری را متحمل شده ایم . سختی ها و رنج هایی که بخشی از آن را با ملت ایران در میان گذاشتیم و بخش مهم آن را برای خود و خلوت خود و باز گو کردن با خدای خود . چه او از هر چیز به ما نزدیک تر و از هر کس به امور آگاهتر است .

امروز که این نامه را برای ملت ایران می نویسیم به همان اندازه روز نخست دستگیری عزیزانمان ، نگران و رنجور هستیم . افق روشنی از چگونگی برخورد حاکمیت با زندانیان سیاسی دیده نمی شود . بسیاری از آنها را با احکام سنگین در زندان نگه داشته اند . برخی را به بهانه هایی که هنوز برای ما روشن نیست به زندان های مخوف و هولناکی چون رجایی شهر فرستاده اند و عده ای معدود را با وثیقه های چند صد میلیون تومانی به مرخصی فرستاده اند . مرخصی هایی که گاه از زندان سخت تر و جانکاه تر است . همه ما در بلاتکلیفی به سر می بریم . پرسش های بسیاری ذهن ما را به خود مشغول کرده و قادر به یافتن پاسخی برای آنها نیستیم . چرا که حاکمیت و قوه قضائیه برای این پرسش ها پاسخی قانع کننده ، روشن و شفاف ندارد .

چرا فرزندانمان را بازداشت کرده اید؟ چرا آنها را در دادگاه های نمایشی حاضر کردید و کمترین اعتنایی به دفاعیات آنها و موکلانشان نشده است ؟ چرا آنها پس از ماه ها هنوز قادر به ملاقات با وکلایشان نیستند . چرا وکلای آنها از روند بررسی پرونده و نوع اتهام شان بی خبرند؟ چرا برای ماه ها آنها را در انفرادی نگه داشته اند و با چشمان بسته مورد بازجویی های خشن و خسته کننده قرار گرفته اند؟ چرا برای آنها احکامی صادر شده که خود قضات صادر کننده احکام اولیه نیز پس از تائید آن احکام در دادگاه های تجدید نظر ، اظهار تاسف می کنند و می گویند ما با این تصور که احکام صادره در دادگاه تجدیدنظر شکسته خواهد شد ،چنان احکام سنگینی صادر کردیم؟

آیا نباید جرم با مجازات هماهنگی داشته باشد ؟ این هماهنگی که یکی از ابتدایی ترین اصول قضائی است را باید در کدامین حکم دید ؟ احکام چندین ساله و اعدام ؟ وثیقه های های چند صد میلیون تومانی و بلاتکلیفی های طولانی و طاقت فرسا؟چرا باید بازجوها بر قضات و بازپرس ها مسلط باشند ؟ چرا کمترین استقلالی در قوه قضائیه دیده نمی شود ؟

ما مدتها براین باور بودیم که قوه قضائیه محل رجوع مظلومان و داد ستاننده از ظالمین است . اما رفته رفته از این قوه قضائیه ناامید شدیم و تنها امید به خدا داریم .

دادستان محترم تهران اخیرا گفته که بدترین گناهان کتمان حقیقت است . ما هم یک سال است که می گوئیم چرا حقیقت را کتمان می کنید .

بیائید شفافیت را در همه رفتارهایتان نشان دهید. آیا این شفافیت و عدم کتمان حقیقت نیاید برای حاکمان و صاحبان قدرت مورد توجه قرار گیرد . یک شهروند عادی ، یک زن خانه دار ، یک روزنامه نگار ، یک دانشجو و یک فعال حزبی چه چیزی را برای کتمان داشته که حتی پس از ماه ها بازجویی طاقت فرسا ، بر کسی معلوم نشده است ؟ آیا شفافیت و عدم کتمان حقیقت برای آنها در اولویت است یا برای صاحبان قدرت ؟

در هفته گذشته پنج نفر را در زندان اوین اعدام کرده اند . اعدام هایی که پر از ابهام در پروسه دستگیری ، بازجویی ، دادگاه ، چگونگی صدور حکم و اجرای حکم و حتی زمان اجرای آنها است. ما خانواده های زندانیان سیاسی با محکوم کردن نحوه اعدام واطلاع رسانی ناقصی که در باره این اعدام ها و رفتاری که با خانواده های داغدار آنها صورت گرفته ، نگرانی خود را بابت سرنوشت فرزندانمان اعلام می کنیم و از قوه قضائیه می خواهیم عدالت و شفافیت و عدم کتمان حقیقت را در برخورد با مسائل از خود شروع کند .

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی

سایت خبری تحلیلی کلمه » Blog Archive » ازقوه قضائیه به خدا پناه می بریم.

VN:F [1.8.9_1076]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
  • Balatarin
  • Digg
  • email
  • Facebook
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz

عکس/حذف کاملا اتفاقی سبز پرچم برای چندمین بار

در پوستر اجلاس گروه G 15 برای چندمین بار در ماههای اخیر رنگ سبز از پرچم ایران حذف شد.

سایت خبری تحلیلی کلمه » Blog Archive » عکس/حذف کاملا اتفاقی سبز پرچم برای چندمین بار.

VN:F [1.8.9_1076]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
  • Balatarin
  • Digg
  • email
  • Facebook
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz

اعترافات محسن آرمین پیش از بازداشت

کلمه – محسن آرمین:۱- اظهارات آقایان ابطحی و عطریانفر که صدا و سیما و رسانه های وابسته به جریان حاکم از آن به عنوان اعترافات یاد می کنند، این روزها موضوع بحث محافل مختلف و حتی گفت وگوهای مردم عادی است. بی تردید مردم عادی انتظار داشته و دارند که دست کم چهره های سرشناس اصلاح طلب در شرایط مختلف حتی در زندان و تحت شکنجه یا شرایط نامتعارف بر عقاید خود استوار باشند و در قبال نسبتی که به عنوان یک چهره سیاسی میان خود و جامعه تعریف کرده اند، رفتاری متعهدانه داشته باشند. این انتظار البته کاملاً قابل درک است.

اما در نگاهی منصفانه وضعیت کسانی مانند آقایان عطریانفر و ابطحی که در شرایطی نامعلوم و بریده از عالم خارج و بی اطلاع از هر خبر و اطلاعی در سلول هایی به سر می برند که هر روز یکی از اهالی آن به سرنوشت روح الامینی ها و سهراب ها دچار می شوند، نیز باید برای ما قابل درک باشد. نمی خواهم بگویم با ابطحی و عطریانفر همان کرده اند که با محسن روح الامینی ها. شاید آری و شاید هم نه. اما دست کم این حقیقت قابل کتمان نیست که آنها در زندان ها و شرایط و تحت نظر بازجویان و صحنه گردانانی نگهداری می شوند که محسن و سهراب ها نگهداری می شوند. قصد توجیه سخنان ابطحی و عطریانفر را ندارم. حداقل آنکه این درست است که اعترافاتی که در چنین شرایطی انجام شود بی ارزش است اما مقاومت و پایداری در این شرایط بسیار ارزشمند است.

۲- پایداری بسیاری از یاران ما در زندان برای کسانی که دستی در به بندکشیدن ایشان دارند یک سرشکستگی است اما در هم شکستن و تاب نیاوردن برخی از دوستان ما برای ایشان واجد هیچ افتخاری نیست.

یک چیز مسلم است و آن اینکه اظهارات عطریانفر و ابطحی هیچ چیزی بیشتر از مقالات کیهان و رسالت و یالثارات و اخیراً وطن امروز نداشت. اینها مطالبی نبودند که آنان بیرون از زندان از آن بی اطلاع باشند. در زندان و سلول انفرادی و شرایط بی خبری از عالم و آدم نیز هیچ داده و اطلاع جدیدی به معلومات آنها افزوده نشده است. بازجوها هم افلاطون و ارسطو نیز نبوده و حداکثر معلوماتی در حد آقای حسین شریعتمداری دارند که ابطحی و عطریانفر هر روز در روزنامه کیهان آرا و افکار وی را می خوانده اند. می ماند موانع درونی و وابستگی ها و قید و بندهای دنیایی که مانع درک حقایق می شوند. اگر این فرض نامحتمل را کنار بگذاریم که عطریانفر و ابطحی در مدت یک ماهه زندان ره صدساله مراحل سیر و سلوک عرفانی را طی کرده اند، به این نتیجه می رسیم که آنان در این مدت نمی توانسته اند اویس قرنی و بایزید بسطامی شده باشند به طوری که پرده از چشمان شان افتاده و عالم ملکوت برایشان مکشوف شده و مثلاً دریافته باشند که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور واقعی و محبوب کشور است یا باور کرده باشند که اگر به جای سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم، به این پیشنهاد ساده میرحسین موسوی عمل می شد و برای اطمینان از صحت نتایج آرای انتخابات مثلاً شماره های کد ملی رای دهندگان ثبت شده در دسته های تعرفه رای با کد ملی موجود در رایانه سازمان ثبت احوال مطابقت داده می شد، هلال ناامنی افغانستان، ایران و عراق کامل می شد و در ایران جنگ داخلی راه می افتاد یا نظام سرنگون می شد،

۳- نمی دانم عدم تحمل دشواری ها و سختی ها تا چه اندازه می تواند شاخصی برای تعیین میزان ایمان ما به راهی که برگزیده ایم باشد. وقتی به ماجرای عمار یاسر می اندیشم که برخلاف پدر و مادرش تاب شکنجه نیاورد و حتی رسالت پیغمبر را انکار کرد، با این حال مورد ملاطفت و نوازش پیغمبر قرار گرفت و چنان بر ایمان خود پایدار ماند که در اعتراض به رفتارهای ناحق خلیفه شکنجه شد و بر سر پیمان خود همچنان استوار بود تا آنکه در پیری در رکاب علی(ع) در صفین شهید شد، احساس می کنم درباره رفتار کسانی مانند ابطحی و عطریانفر نباید و نمی توان بی پروا قضاوت کرد.

۴- عطریانفر در آن مصاحبه در پاسخ آقای مهاجرانی گفت اگر شما نیز در اینجا بودید مثل ما فکر می کردید. تمام سخن در همین لفظ «اینجا» است. اگر مقصود عطریانفر از «اینجا» ایران یا تهران باشد، قطعاً سخنی درست نگفته است، زیرا بسیاری از دوستان این دو که در ایران هستند مانند عطریانفر عمل نکرده اند. اما اگر مقصود وی از «اینجا» زندان باشد، ممکن است حق با عطریانفر باشد و تنها در این صورت است که جمله وی می تواند صحیح باشد و این احتمال نه تنها درباره مهاجرانی بلکه برای هر یک از ما می تواند صادق باشد.

۵- ممکن است در نقد رفتاری که عطریانفر و ابطحی از خود نشان داده اند گفته شود کسانی که در این سطح از فعالیت و عمل سیاسی قرار می گیرند باید تاب تحمل شرایط سخت و دشوار را داشته باشند. بر افراد عادی خرده یی نمی توان گرفت اگر در شرایط زندان تاب نیاورند اما از کسانی که در سطح چهره های شاخص قرار می گیرند و به مرجعی برای جامعه و به ویژه جوانان تبدیل می شوند، چنین بی قراری و ناشکیبایی در شرایط زندان پذیرفته نیست. این سخن نیز کاملاً صحیح است. می توان در تایید آن گفت کسی که تحمل محرومیت و سختی و فشار و شرایط زندان را ندارد نباید در سطح یک لیدر سیاسی خود را مطرح کند.

اما همه سخن در این است که ما چگونه از توان و قدرت خود برای تحمل شرایط سخت و دشوار می توانیم مطمئن شویم؟ آیا ما ارزیابی واقع بینانه یی از توان و قدرت خود داریم؟ حداقل این حقیر به رغم تمام ایمانی که به راه و اندیشه خود دارم و در بسط آن می کوشم و خطرها و محرومیت ها و شرایط سخت و دشوار را به قیمت پایداری بر افکار خویش به جان خریده ام، هنوز نمی توانم ادعا کنم مانند برادران بزرگوار و ثابت قدم در بندم، تاب شرایط دشوار زندان را داشته باشم. تنها کسانی می توانند چنین ادعایی بکنند و در این ادعا صادقند که این شرایط را تجربه کرده باشند.

۶- همه این مطالب را گفتم تا در این بند پایانی بتوانم حدیث نفس کنم.

این روزها از یک سو خط و نشان کشیدن های مراکز اصلی قدرت و تهدیدهای شبانه روزی در رسانه های وابسته به جریان حاکم علیه معترضان به نتایج انتخابات و نیز تهدید صریح آقای احمدی نژاد مبنی بر کوبیدن سر مخالفان به سقف و ادامه دستگیری فعالان سیاسی و… نشان می دهد این ماجرا سری دراز دارد و منتقدان و معترضان به روندهای جاری از جمله این حقیر هر آن باید در انتظار دستگیری و حبس و قرار گرفتن در شرایط مشابه عطریانفر و ابطحی باشند. و از سوی دیگر خود را حداقل در این حد می شناسم که استعداد اویس قرنی و بایزید بسطامی شدن را ندارم که در شرایط خاص یکباره حقایق ملک و ملکوت بر من مکشوف شود و تمام افکار و اندیشه هایم تغییر کند.

بنابراین به عنوان یک فعال سیاسی شناخته شده در عرصه سیاست این کشور، و عضو شورای مرکزی و شورای سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، پیش از تحقق چنین احتمالی درباره خود به صراحت اعلام می کنم به آنچه در قالب بیانیه ها و مواضع فکری و سیاسی سازمان متبوعم تاکنون منتشر شده و آنچه تاکنون شخصاً گفته یا نوشته ام اعتقاد راسخ دارم. در این زمینه با دیدگاه ها و مواضع اعلام شده از سوی آقایان میرحسین موسوی، خاتمی و کروبی کاملاً موافقم.

هیچ نقطه سیاه و تاریکی در زندگی سیاسی خود ندارم که به خاطر آن احساس ندامت و شرمندگی کنم، هیچ ارتباطی با بیگانگان نداشته و ندارم، تاکنون هیچ پولی از محافل بیگانه دریافت نکرده ام، نه به انقلاب مخملی معتقدم و نه به براندازی نظام و تنها خواهان اجرای قانون اساسی و قرار گرفتن همگان در چارچوب قانون هستم و معتقدم تنها راه اعتلای کشور و استحکام نظام جمهوری اسلامی ایران و حفظ جمهوریت و اسلامیت نظام، پایان دادن هر چه سریع تر به روش دروغ و نیرنگ و فریب، بازگرداندن کشور به مسیر اصلاحات، رعایت حقوق شهروندی و توقف خودکامگی و قانون شکنی است. بنابراین اگر مشیت و اراده ربوبی بر این تعلق گرفت که به ابتلا و فتنه یی که دوستان و برادرانم گرفتارند، دچار شوم، از هم اکنون اعلام می کنم اگر سخنی برخلاف آنچه گذشت از بنده شنیده شد، اعتقاد و باور این حقیر نبوده و تحت شرایط ویژه زندان و به اکراه و اجبار بدان اقدام کرده ام.

از تمام همفکرانم در جمع فعالان سیاسی می خواهم تا فرصت باقی است به صورت جمعی یا فردی به اقدامی مشابه دست بزنند زیرا در شرایط موجود تنها به این طریق می توان به بدعت سیئه و شیوه زشت و نامبارک اعتراف گیری پایان داد. با چنین اقدامی ممکن است زندان و حبس در انتظار ما باشد، اما این حربه کثیف و غیرانسانی در این کشور برای همیشه بی اثر و ریشه کن خواهد شد.

منبع: روزنامه اعتماد

مرداد ماه ۱۳۸۸

سایت خبری تحلیلی کلمه » Blog Archive » اعترافات محسن آرمین پیش از بازداشت.

VN:F [1.8.9_1076]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
  • Balatarin
  • Digg
  • email
  • Facebook
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz